|
|
|
|
|
دزد در چاه ، صاحبخانه در چاله داستان از اين قرار بود که اين بنده خدا یعنی صاحبخانه دو ماه پيش که مسافرت بوده دو تا دزد ميان سراغ خونه اش دزدی . دزد اول جا پا ميگره و دزد دومی از ديوار ميره بالا . پشت ديوار داخل حياط خونه اين بنده خدا يه چاه کنده بوده و وقتی دزده مياد از ديوار پائين ، ميفته تو چاه و دوستش هم که بيرون بوده هر چی صدا ميزنه ميبينه که هيچ جوابی نمياد . می ترسه ، شايد کسی تو خونه بوده و اونو گرفته ، پا ميزاره به فرار ... يکی دو روز ميگذره مادر و پدر دزده دنبال بچشون ميگردن . ميان سراغ دوستش ميگن تو اونو نديدی ؟ خلاصه به هزار زور ميگه ما رفتيم فلان جا دزدی اون رفت پايين از ديوار درو باز کنه ديگه نيومد ..... خلاصه پدر مادرش ميرن پيشه پليس و داستان رو هم ميگن و پليس هم مجوز ميگيره ميره داخل خونه ميبينه يه چيز از ته چاه داره نيزه ميده . ميارنش بيرون ...... خلاصه اين بنده خدا یعنی صاحبخانه مياد خونه و داستان رو ميفهمه از طرف دادگاه يه نامه واسش مياد که بله شما چون داخل خونتون چاه غير مجاز کندين و درپوش هم نداشته بايد به آقای دزد مبلغ 9 ميليون ديه بديد .... کجای این ماجرا خنده داره !!!!!!! ؟ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 13:57 توسط محمد
|
|
||

