تبليغاتX
Peace & Friendship
امور انسانی اجتماعی فرهنگی ورزشی

Be Easy On Yourself
بر خود سخت مگير.
Our days can sometimes be very confusing
گاه بسيار آشفته ايم و سر در گم ،
We seems to have too many things to do
گويي كوهي از از كارها در برابر ماست،
too many problems to slove
و گره هاي بسيار كه بايد گشود .
and not enough time to accomplish everything
و زمان كافي براي اين همه فراهم نيست .
We tend to forget that each day is a beautiful
گويي فراموش مي‌كنيم كه هر روز معجزه زيبايي است ،
and there is much love and enjoyment to be experienced
سرشار از عشق و شادي .
you don't have to solve every problem or accomplish all your goals in one day
مجبور نيستي تمام گره ها را يكروزه باز گشايي و تمام هدفها را ، يكباره نشانه روي .
finish what you can today
امروز همان كن كه مي‌تواني ،
and leave the rest for tomorrow
و باقي را گو كه فردايي هست .
allow yourself time to relax ,time to be with your friends and loved ones,
براي آسايش خود ، بودن با دوستان و عزيزان ،
time to play , and time to sit in the sunshine ,
بازي و تفريح و نشستن در زير آفتاب ، وقتي را برگزين .
be easy on yourself, and you will find your problems are easier to solve
بر
خود سخت نگير تا ببيني كه سختي ها چگونه آسانتر مي‌شوند و
.and that you can accomplish more with your time
چگونه مي‌تواني كارهاي بيشتري را پيش ببري .
and you will also find that your life is more peaceful
و نيز دريابي كه زندگي اينگونه با آرامشي بيشتر مي‌گذرد .
your days are more fun ,and that you are happier
و روزها شادمانه تر به شب مي‌رسند ،
.and more content
و تو خود سرزنده تري و راضي تر .
 
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 22:37  توسط محمد  | 

دزد در چاه ، صاحبخانه در چاله

 

داستان از اين قرار بود که اين بنده خدا یعنی صاحبخانه دو ماه پيش که مسافرت بوده دو تا دزد ميان سراغ خونه اش دزدی .  دزد اول جا پا ميگره و دزد دومی از  ديوار ميره بالا .  پشت ديوار داخل حياط خونه اين بنده خدا  يه چاه کنده بوده و وقتی دزده مياد از ديوار پائين ،  ميفته تو چاه و دوستش هم که بيرون بوده هر چی صدا ميزنه ميبينه که هيچ جوابی نمياد . می ترسه ، شايد کسی تو خونه بوده و اونو گرفته ، پا ميزاره به فرار ...

 

يکی دو روز ميگذره مادر و پدر دزده دنبال بچشون ميگردن . ميان سراغ دوستش ميگن تو اونو نديدی ؟ خلاصه به هزار زور ميگه ما رفتيم فلان جا دزدی اون  رفت پايين از ديوار درو باز کنه ديگه نيومد ..... خلاصه پدر مادرش ميرن پيشه پليس و داستان رو هم ميگن و پليس هم مجوز ميگيره ميره داخل خونه ميبينه يه چيز از ته چاه داره نيزه ميده . ميارنش بيرون ...... خلاصه  اين بنده خدا یعنی صاحبخانه مياد خونه  و داستان رو ميفهمه  از طرف دادگاه  يه نامه واسش مياد که بله شما چون داخل خونتون چاه غير مجاز کندين و درپوش هم نداشته بايد به آقای دزد مبلغ 9 ميليون ديه بديد .... کجای این ماجرا خنده داره !!!!!!! ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 13:57  توسط محمد  | 

داستان از این قرار بود

 

 داستان نمایش از این قرار است که در تاریکی شب دزدی به خانه پیرزنی می خزد .هنگام عبور از کنار دیوار میخ طویله ای که به دیوار کوبیده شده به چشم دزد فرو می رود.

 

صبح زود دزد برای شکایت از نابینا شدن یک چشمش به نزد پادشاه عادل زمان می رود و ماوقع راشرح می دهد. پادشاه دستور می دهد پیرزن را آماده کنند و برای اجرای عدالت یک چشم وی را از کاسه در آورند. پیرزن با ناله می گوید که پیری رنجورم وتوان کوبیدن آن میخ به دیوار را ندارم . میخ را آهنگر شهر ساخته وخود او آنرا بردیوار کوبیده است. اگر مقصری هست من نیستم.

 

پادشاه دستور می دهد که آهنگر شهر را حاضر کرده و برای اجرای عدالت یک چشم او را کور کنند.

 

آهنگر به زاری می افتد ومی گوید  من اهنگرم و برای سربازان شما سلاح وشمشیر و خنجر و نیزه می سازم. من برای اینکار به هردو چشم خود نیاز دارم . اگر مرا کور کنید تکلیف سلاح سربازان شاه چه می شود. شاه می پرسد پس پیشنهاد تو برای اجرای عدالت چیست؟ آهنگر می گوید من کسی را میشناسم که به یک چشم بیشتر نیاز ندارد و او همان شکارچی شماست.او هنگام شکار یک چشم خود را می بندد ومعلوم است که به یک چشم بیشتر نیاز ندارد.

 

پادشاه بلافاصله دستور حاضر کردن شکارچی را می دهد. شکارچی نیز به عجز و لابه می افتاد و توضیح می دهد که من شکارچی مخصوص شماهستم .من اول باید بتوانم با دوچشم شکار را خوب ببینم و موقعیت را بسنجم و سپس تیر در کنم. این کار با یک چشم امکان پذیر نیست.

 

پادشاه که دیگر کلافه شده بود به او می گوید که من تو را می بخشم بشرطی که بتوانی یکی را برای اجرای عدالت به ما معرفی کنی. شکارچی فورا می گوید آن شخصی که در بارگاه برای شما نی مینوازد، هنگام نواختن هر دوچشمش را می بندد. پس اگر برای اجرای عدالت هم یک چشم او از کاسه در آورده شود کسی زیانی نخواهد دید. موسیقیدان نی نواز را حاضر می کنند و بدون بحثی یک چشمش را از کاسه در می آورند که مردمان آسوده بخوابند که عدالت اجرا شده است.   

برگرفته از نمایشنامه "چشم در برابرچشم"  اثر زنده یاد غلامحسین ساعدی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 13:43  توسط محمد  | 

 

« زندگي » زيباست، كو چشمي كه « زيبائي » به بيند ؟

كو « دل آگاهي » كه در « هستي » دلارائي به بيند ؟

 

صبحا « تاج طلا » را بر ستيغ كوه، يابد

شب « گل الماس » را بر سقف مينائي به بيند

 

ريخت ساقي باه هاي گونه گون در جام هستي

غافل آنكو « سكر » را در باده پيمائي به بيند

 

شكوه ها از بخت دارد « بي خدا » در « بيكسي ها »

شادمان آنكو « خدا » را وقت « تنهائي » به بيند

 

« زشت بينان » را بگو در « ديده » خود عيب جويند

« زندگي » زيباست كو چشمي كه « زيبائي » به بيند ؟

 

مهدي سهيلي

(( بيست و نهم تير   1351 ))

*****

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 0:7  توسط محمد  | 

سوم آبان ماه سالگرد درگذشت ابوالقاسم حالت شاعر و محقق توانای ایران می باشد .

در قسمتی از وصیت نامه ی استاد ابوالقاسم حالت٬ طنز نویس معروف مجله های توفیق و گل آقا ٬ می خوانیم:

بعدمرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد
نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد

نه پي گورکن و قاري و غسال رويد
نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد

به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي
که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد

اين دو چشمان قوي را به فلان چشم چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد

وين زبان را که خداوند زبان بازي بود
به فلان هوچي رند از پي گفتار دهيد

کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است
راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد

وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه
به فلان سنگتراش ته بازار دهيد.

خدایش بیامرزد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 0:6  توسط محمد  | 

 

شايد كه عمل كنيم:

تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست.

 

زيرا براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!

اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند اكنون كشورهايي توسعه‌يافته و ثروتمند هستند.

تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.

 

ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوه‌هايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري مي‌باشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر مي‌كند.

 

مثال بعدي سويس است.كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نمي‌آيد اما بهترين شكلات‌هاي جهان را توليد و صادر مي‌كند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال مي‌توان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد مي‌شود.

 

سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شده‌است (بانك‌هاي سويس).

افراد عاليرتبه‌اي كه از كشورهاي ثروتمند با همپايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص مي‌كنند كه سطح هوش  و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي مي‌گيرند در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل مي‌شوند.

تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل مي‌كنيم متوجه مي‌شويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي مي‌كنند:

1) اخلاق به عنوان اصل پايه
2) وحدت
3) مسئوليت پذيري
4) احترام به قانون و مقررات
5) احترام به حقوق شهروندان ديگر

6) عشق به كار
7) تحمل سختي‌ها به منظور سرمايه‌گذاري روي آينده
8) ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق‌العاده

9) نظم‌پذيري

اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي مي‌كنند.

 

ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بوده‌است.

 

ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شده‌است.
 

ما فاقد اهتمام لازم جهت آموختن و رعايت اصول فوق كه توسط كشورهاي پيشرفته شناسايي شده‌است هستيم .

 

حالا خود دانید !!!!!!

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 0:4  توسط محمد  | 

When you Love someone - you'll do anything

 

you'll do all the crazy things that you can't explain

 

you'll shoot the moon - put out the sun

 

when you Love someone

 

 

you'll deny the truth - believe a lie

 

there'll be times that you'll believe you can really fly

 

but your lonely nights - have just begun

 

when you Love someone

 

 

when you Love someone - you'll feel it deep inside

 

and nothin else can ever change your mind

 

when you want someone - when you need someone

 

when you Love someone...

 

 

when you Love someone - you'll sacrifice

 

you'd give it everything you got and you won't think twice

 

you'd risk it all - no matter what may come

 

when you Love someone

 

you'll shoot the moon - put out the sun

 

when you Love someone.

 

http://www.hadikazemzadeh.blogfa.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 0:0  توسط محمد  | 

بگذار دیگران هر چه مى‏خواهند راجع به این قطعه خاک نورانى، راجع به ایران زمین بگویند.
من فقط این شعر زیباى استاد حسین پژمان بختیارى را به همه دوستداران ایران هدیه مى‏کنم:
 
« اگر ایران به جز ویران سرا نیست‏
من این ویران سرا را دوست دارم‏
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است‏
من این افسانه‏ها را دوست دارم‏
نواى ناى ما گر جانگذاز ست‏
من این ناى و نوا را دوست دارم‏
اگر آب و هوایش دلنشین نیست‏
من این آب و هوا را دوست دارم‏
به شوق خار صحراهاى خشکش‏
من این فرسوده پا را دوست دارم‏
من این دلکش زمین را مى‏پرستم‏
من این روشن سما را دوست دارم‏
اگر بر من ز ایرانى رود زور
من این زور آزما را دوست دارم‏
اگر آلوده دامانید اگر پاک‏
من اى مردم شما را دوست دارم‏  »
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 23:58  توسط محمد  | 


 دعاي دختر مجرد ) : اللهم عجل في ازدواجنا و تكميلاً ديننا وارزقنا زوجاً الذي رفيعاً مدركا و رشيداً قدا و مالاً كثيرا و بيتاً مستقلا و سيارهً البرشيا

 

(دعاي پسر مجرد ): اللهم ارزقنا حورياً تك دانه و كم توقعاً و والدينها رو به موتا و جهيزيتهاً كامله و كدبانواً في امور المنزل و تسليماً لخشمنا و في خدمتنا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 23:55  توسط محمد  | 

سرزميني كه در آن شمشيرها زنگ بزنند ، و اسبها براق و تميز باشند و آستانه پرستشگاهايشان از قدوم انسانهاي والا ساييده شود ، و درهاي محكمه شان از علف پوشيده بماند ، زندانهايشان خالي و انبار غلاتشان پر باشد ، مطمئناً سرزميني است كه به سوي خوشبختي حركت مي كند
 
( ضرب المثل چيني )
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 23:54  توسط محمد  | 

قصيده ای ازملک الشعرای بهار، استاد دانشگاه و شاعر و روشنفکر مبارز دوره معا صر

 

  " از ما ست که بر ما ست "

 

این دود سیه فا م که از با م وطن خا ست       ==     ا زما ست که برما ست

وین شعله سوزان که برآمد زچپ وراست       ==     ا زما ست که برما ست

جا ن گر بلب ما رسد ، ازغیر ننا لیم               ==      با کس نسگا لیم

از خویش بنالیم که جا ن سخن اینجا ست     ==      ازما ست که بر ما ست

یکتن چو موا فق شد ، یکدشت سپاهست      ==      با تاج و کلاهست

ملکی چو نفا ق آورد او یکه و تنهاست           ==       ازما ست که بر ما ست

ما کهنه چناریم که از باد ننا لیم                  ==       بر خاک  ببالیم

لیکن چه کنیم ، آتش در شکم ماست           ==      ازما ست که بر ما ست

اسلام اگراینروز چنین زار و ضعیف است       ==      زین قوم شریف است

نه جرم ز عیسی نه تعدی ز کلیسا ست        ==        ازما ست که بر ما ست

ده سال بیک مدرسه گفتیم و شنفتیم           ==      تا روز نخفتیم

و امروز بدیدیم که آن جمله معما ست          ==      ازما ست که بر ما ست

گوئیم که بیدار شدیم ! این چه خیالست ؟    ==    بیداری ما چیست ؟

بیداری طفلیست که محتا ج به لالاست       ==      ازما ست که بر ما ست

از شیمی و جغرافی و تاریخ نفوریم             ==      از فلسفه دوریم

وز قا ل و ان قلت ، بهرمدرسه غوغا ست     ==      ازما ست که بر ما ست

گویند بهار از دل و جا ن عا شق غربیست    ==      یا کا فر حربی ا ست

ما بحث نرانیم در آ ن نکته که پیداست       ==      از ما ست که برما ست

 

*****

 

" ارادتمند و دوستدار همیشگی شما "

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 23:37  توسط محمد  | 

There are lots of beautiful things around us. It's just a matter of how we see it and whether we're able to realize it. In life, of course there are always some ups and downs. However, I believe, that even in the most difficult situation, there's always a beautiful thing.. As wise people say, "Everything happens for a reason".

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 23:31  توسط محمد  | 

 
موج سبز آزادی

موج سبز آزادی